ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
28
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
اهالى ، ناچار قلعه را گشودند و فرنگى را تسليم او كردند . جبق پوست او را كند و اموال و اسلحهء او را هم - كه مقدار بسيار زيادى بود - گرفت . پس از درگذشت جبق ، فرزند او محمد جانشين وى گرديد . شرح كشته شدن قلج ارسلان و دست يافتن جاولى بر موصل پيش از اين گفتيم كه وقتى قلج ارسلان ، به نصيبين رسيد ، جاولى از موصل به سنجار و سپس به رحبه رفت . او در ماه رجب بدانجا رسيد و در بيست و چهارم رمضان شهر را محاصره كرد . حاكم شهر در آن زمان مردى بود بنام محمد بن سباق ، از بنى شيبان ، كه ملك دقاق ، پس از تصرف رحبه ، او را به حكومت شهر گماشته و پسرش را گروگان گرفته و با خود به دمشق برده بود . وقتى ملك دقاق درگذشت ، محمد بن سباق ، گروهى را فرستاد كه فرزندش را از دمشق دزديدند و به پيش او آوردند . همين كه پسر خود را نزد خود يافت ، از اطاعت سلطان دمشق سرپيچى كرد . و بعضى از اوقات به نام قلج ارسلان خطبه مىخواند . جاولى ، پس از محاصرهء اين شهر نامهاى به ملك رضوان نوشت كه بايد قشونى بفرستد و او را در محاربهاى كه در پيش دارد يارى كند . و شرط كرد كه اگر از مساعدت او بهرهمند شود ، پس از تصرف اين شهر ، با او همراهى خواهد كرد و با فرنگيانى كه قلمرو او را مورد حمله قرار دادهاند خواهد جنگيد و دستشان را از آن نواحى كوتاه خواهد ساخت .